تبليغاتX
نقطه الحاق

دوستان عزیز

این وبلاگ بعلت هک شدن

و غیر قابل بازسازی به وبلاگ

لیله القدر

 

http://www.lailatolgadr.ir/weblog

منتقل شده است.

دوستان می توانند به آدرس یاد شده

مراجعه کنند.

دیگر بروز نخواهد شد.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 15:24  توسط حسین خطیبی  | 

این وبلاگ

در حال باز سازی است

تا چند روز دیگر در خدمت دوستان

خواهیم بود.

انشاالله تعالی

+ نوشته شده در  شنبه ششم آبان 1385ساعت 17:52  توسط حسین خطیبی  | 

این وبلاگ

در حال باز سازی است

تا چند روز دیگر در خدمت دوستان

خواهیم بود.

انشاالله تعالی

+ نوشته شده در  شنبه ششم آبان 1385ساعت 17:51  توسط حسین خطیبی  | 

دوستان عزیز و محترم

این وبلاگ توسط گروهی بی دین و بی ولاء

شخصی بنام مانا ( روز نگارهای مانا )

هک شده است.

انشاءالله تا ۴۸ ساعت دیگر با سایتی مجهز در خدمت

خواهم بود.

ای بی مروت شاد باش ما قویتر از آنیم که با این کارها

عقب نشینی کنیم. فکر میکنی شق القمر کرده ای.

بد بخت فکر میکنی نمی شناسم به همه دوستان معرفی خواهم کرد.

مرگ بر ضد ولایت فقیه

مرگ بر ضد ولایت فقیه مرگ بر ضد ولایت فقیه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 21:17  توسط حسین خطیبی  | 

روز جهانی قدس

ایهاالناس- ایها المسلمین-- آزادادگان جهان اتحدو اتحدو

همگی در روز جهانی قدس با فریاد مرگ بر آمریکا و اسراییل به حمایت از

مسلمانان و مظلومین و ستم دیدگان فلسطین خواهیم شتافت .

جمعه: ۲۸/۷/۸۵ مصادف با ۲۶ رمضان۱۴۲۷: روز جهانی قدس. حضرت امام خمینی ره فرمودند: روز قدس را باید مسلمانان زنده نگه دارند. ( صحیفه نور ج۱۲ ص ۲۷۱ ). مقام معظم رهبری ( مدظله العالی) فرمودند: فرا رسیدن روز جهانی قدس وظیفه مبرم پشتیبانی و دفاع از ملت مظلوم فلسطین را بار دیگر با تاکیدی از همیشه بیشتر به مسلمانان غیور جهان یاد آوری می کند.( ۲۴/۱/۶۹).

کیفر یاری نرساندن به مظلوم

 بیچارگی دنیا و آخرت: امام صادق ع می فرماید: ما من مومن یخذل اخاه و هو یقدر علی نصرته الا خذله الله فی الدنیا و الاخره ( بحار الانوار ج ۷۵ص۱۷) هر مومنی که - با داشتن توانایی - برادر مومنش را یاری نکند خداوند او را در دنیا و آخرت خوار خواهد کرد.

 نزول بلا : امام سجاد ع می فرماید : ... الذنوب التی تنزل البلاء ترک اغاثه الملهوف و ترک معاونه المظلوم... ( بحارالانوار ج۷۳ص۳۷۵ ) از گناهانی که سبب نزول بلا می شود به فریاد مظلوم نرسیدن و ترک یاری ستمدیده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 1:39  توسط حسین خطیبی 

جوان در آیینه قران و حدیث

مظاهر طبیعت هیچ گاه یکنواخت نبوده و نیست بلکه با قوت و ضعف - کاستی و فزونی و دگرگونیهای گوناگون همراه می باشند.

بخشی از ساعات شب است و سکوت و فراغت بخشی روز و هنگامه تلاش و معاش - فصلی زمستان است و طبیعت در سکون و جمود . فصلی بهار است و سر سبز و خرم و فصلی دیگر پاییز سرد است و همراه با باد صرصر.

کشتی عمر انسان نیز چنین است . یعنی پیوسته در امواج و در حال دگرگونی است: وقدخلقکم اطوارا. شما را چه شده است که خدا را مدبر نمی شناسید و از او بیم ندارید و حال آنکه شما را مرحله به مرحله خلق کرده است.

و با این تدبیر حیات شما را در سه هرم اصلی قرار داده است:

کودکی-- جوانی -- پیری. این تغییرات در چهار چوب تقدیرات و تدبیرات حکیمانه خداوند انجام می گیرد: الله الذی خلقکم من بعد ضعف ثم جعل من ضعف قوه ثم جعل من بعد قوه ضعفا و شیبه یخلق ما یشاء و هو العلیم القدیر . خداست آن کس که شما را ابتدا نا توان آفرید آنگاه پس از نا توانی قوت بخشید سپس بعد از قوت ناتوان و پیری داد. هر چه بخواهد می آفریند و هموست دانای توانا.

ارزش جوانی :

عمر آدمی به کوه بلندی می ماند که انسان از کودکی برای رسیدن به قله آن حرکت می کند. در نو جوانی از دامنه آن بالا می رود و سر انجام در جوانی به قله اش می رسد پس جوانی صعود به رفیعترین قلل زندگی و رسیدن به چشمه سار فروغ درخشندگی و دریافت مدال قدرت و امید و نشاط جوانی آغاز دوران مسوولیت پذیری و زندگی اجتماعی است. جوانی بهترین فرصت برای بهره گیری از مواهب جهان طبیعت و دانش و معرفت است.جوانی گوهر شایسته و اهرم گران سنگی است که قران از آن به نصیبتعبیر کرده و به حراست آن توصیه می کند: لا تنس نصیبک من الدنیا ... و سهم خود را از دنیا فراموش مکن. امام صادق ع در تفسیر این آیه می فرماید: مقصود از آن آیه این است که:

لا تنس صحتک و قوتک و فراغک و شبابک و نشاطک و غناک وان تطلب به الاخره .سلامت- نیرو مندی- فراغت - جوانی - نشاط و بی نیازی خود را فراموش منما و متوجه باش از آنها به نفع آخرت خود استفاده کن.

جوانی بسیار ارزشمند است. زندگی بدون جوانی به آسمان بی ستاره و بوستان بی گل و حیات بی آب می ماند. به همین لحاظ است که در قیامت دوران جوانی و کیفیت صرف آن موردسوال قرار می گیرد چنان که پیامبر اکرم ص فرمود:  ان العبد لا تزول قدماه یوم القیامه حق یسال عن عمره فیما افناه و عن شبابه فیما ابلاه- در قیامت هیچ بنده ای قدم از قدم بر نمی دارد تا اینکه از او سوال می شود: از عمرش که در چه کاری فانی کرده و از جوانی که در چه راهی فرسوده اش کرده است.

این حدیث نشان می دهد که خداوند به قدری به جوانی و جوان ارزش قائل است که روز قیامت مستقلا از آن سوال می کند که در کجا سپری شده است با این که جوانی خود قسمتی از مجموع عمر آدمی است و سوال از عمر - سوال از جوانی هم هست چون که صد آمد نود هم پیش ماست ولی بخاطر ارزش و اهمیت خاصی که دارد . مستقلا از آن سوال می شودچرا که جوانی بهار عمر است. جوانی - زمان طراوت- نیرومندی و زمان آینده سازی است. چگونگی بقیه عمر آدمی به تصمیم جدی در این مقطع حساس و مهم بستگی دارد.

اما در عین حال - زمان عاطفه - احساس - غرور و گردنکشی هم هست! و تنها جوانان با ایمان و با اراده می توانند استفاده کامل از این ایام که باید مقداری از آن به نشاط و شادی و ورزش بگذرد با تصمیم گیری بجا و سنجیده آینده ای روشن را برای خود تدارک ببینید.

جوانی روز روشن است و پیری تاریکی است و در روز جوانی باید برای شب پیری چراغی تهیه کرد. و از این دوران پر شور نهایت سود را جست و ارزشهای ماندگاری به دست آورد.

جوان و استعدادهای آموزش:

مقطع جوانی به لحاظ طراوت - نشاط- تحرک و تلاش جسمی و روحی که بر آن حاکم است آمادگی و استعداد خاصی برای آموزش دارد که در مقاطع پیری و کهولت نیست. حضرت علی ع در وصیت خود به فرزند ارشدش امام حسن ع می فرماید: و انما قلب الحدث کالارض الخالیه ما القی فیها من شییء قبلتهدل نوجوان مانند زمین خالی ( از کشت و زرع و درخت و گیاه ) است هر بذری که در آن افشانده شود می پذیرد.

ابو جعفر اخول یکی از دوستان و شاگردان امام صادق ع که مدتی به تبلیغ مذهب تشیع و نشر تعالیم اهل بیت ع اشتغال داشت روزی به خدمت آن حضرت مشرف شد . امام ع از او پرسید : مردم بصره را در قبول اهل بیت ع و سرعت پذیرش آیین تشیع چگونه یافتی؟ گفتم: تعداد اندکی از آنان مذهب و تعالیم شما را پذیرفتند حضرت فرمود:علیک بالا حداث فانهم اسرع الی کل خیر توجه تبلیغی خود را به نسل جوان معطوف دار . زیرا جوانان به هر خیر و صلاح زودتر می گرایند.

مسوولیت پذیری جوان:

جوان رشید و پیر اندیش و تجربه آموز- در منظور قران جایگاه خاصی دارد به همین دلیل برخی از مسوولیتهای فرهنگی و اجرایی را به دست او می سپاردکدام مقام- بالاتر از مقام نبوت و چه مسوولیتی سنگین تر و مهمتر از بت شکنی و فراخوانی مردم به توحید و خدا پرستی است. خداوند متعال این مسولیت خطیر را به دست ابراهیم جوان می سپارد. هم او که وقتی وارد بتخانه شد و آنها را شکست و از بین برد مردم از یکدیگر پرسیدند چه کسی این کار را کرده است؟! قالواسمعنا فتی یذکرهم یفال له ابراهیم گفتند : شنیدیم جوانی از آنها ( به بدی ) یاد می کرد که به او ابراهیم گفته می شود.

حضرت ابراهیم در جوانی به پیامبری مبعوث می شود و مسولیت هدایت مردم را بر عهده می گیرد. پس جوان لایق و کاردان می تواند مسوولیتهای مهم فرهنگی و اجرایی را بپذیرد . سیره رسول خدا و دومین شاهد این مدعاست! برای نمونه :

۱))) نخستین معلم و امام جمعه جوان : در عقبه اولی و ملاقات پیامبر اسلام ص با گروه دوازده نفری مدینه ضمن مذاکراتی از پیامبر درخواست کردند تا مبلغی به مدینه اعزام فرموده و دستورات دینی و قران کریم را به آنان بیاموزد و به تعالیم اسلام توسعه دهد. پیامبر ص به مصعب بن عمیر که آن روز جوان نو رس بود دستور داد به مدینه حرکت کند مصعب با شور و هیجان جوانی وارد این شهر شد و در کمال خلوص و جدیت برنامه های فرهنگی و آموزشی خود را آغاز کرد. گفتار آتشینش در سخنرانی - آهنگ گرمش در تلاوت قران- اخلاق پسندیده اش در معاشرت با مردم و تدبیر عاقلانه اش در حل مشکلات و اختلافات - افکار مردم را زیر و رو کرد. و اکثریت مردم مدینه مسلمان شدند . پس از آنکه تعداد مسلمانان رو به فزونی نهاد و جمعیتشان تشکل و انسجام یافت مصعب برای رسول خدا نوشت که اجازه بفرمایید نماز جمعه و جماعات بر پا کنم . پیامبر اکرم ص نیز اجازه داد اولین نماز جمعه در خانه سعدبن زراره - میزبان مصعب - برگزار گردیدو این اولین نماز جمعه ای بود در اسلام بر گزار شد.

۲))) انتصاب عتاب بن اسید:به فرمانروایی مکه و تعیین اسامه بن زیدبفرماندهی بزرگترین سپاه مسلمانان از سوی پیامبر اسلام ص هر یک نمونه دیگری از مسولیتهایی است که به قشر جوان و جوانان فرهیخته سپرده شده است.

با اینکه برخی و بلکه تعداد زیادی از صحابه و مهاجر و انصار به فرماندهی جوان هیجده ساله رضایت نمی دادندو جوانی او را بهانه سرپیچی از این فرمان رسول ص قرار دادند ولی پیامبر با توجه به استعداد و لیاقت ذاتی و اکتسابی وی - او را به فرماندهی منصوب کرده و پیروانش را به فرمان بر داری از او فر خواند همین جوانان شایسته و امثال آنان همانند اصحاب کهف - حنظله غسیل الملائکه و عبدالله بن مسعود می توانند برای جوانان مومن این سرزمین سر مشق باشند.

متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید

                                                  

                   

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 2:29  توسط حسین خطیبی  | 

ستم ستیزی و مظلوم نوازی

 

انسان در بر خورد با هم نوعان خویش یکی از چهار حالت زیر را می تواند داشته باشد :

۱) ستمگر باشد.

۲) به ستمگران مدد رساند.

۳)بی تفاوت باشد.

۴) با ستم پیشه گان بستیزد.

بدون تردید سه حالت نخست از نظر دین و خرد زشت و محکوم است و تنها راه چهارم فرا روی انسان مومن قرار دارد و او موظف است همه همت خویش را بکار گیرد که با ستمگر هرکه باشد به ستیز بر خیزد و ریشه ستم را هر جا باشد بخشکاند و چنین روحیه ای در دیدگاه عقل و شرع از اصول خدشه نا پذیر اخلاق اجتماعی است که امام علی ع آن را بهترین نوع عدالت معرفی می کند: احس العدل اعانه المظلوم ( شرح غررالحکم ج ۲ ص ۳۹۴) زیبا ترین عدل یاری کردن ستم دیده است.

ضرورت پیکار با ستم و ستم پیشه و یاری رسانی مظلوم در اسلام به حدی است که ترک آن گناه کبیره محسوب می شود. ( بحارالانوار ج۱۰ص۲۲۹).

ابعاد ستم ستیزی

 

ظلم و بیداد آتش سوزانی است که اگر مهار نگردد همه چیز را در کام خود فرو می برد و همه ارزشهای زندگی را به نیستی خواهد کشاند به همین دلیل برای خاموش کردن شعله های سرکش آن به یک بسیج همگانی نیاز است در مرحله نخست مردم و دولت و خود افراد تحت ستم باید از وقوع و دوام بیداد جلوگیری کنند چنانکه در مرحله بعد خدا نیز به جنگ ستمگر خواهد آمد:

الف )) توسط ستم دیده : در دیدگاه اسلام ستم پذیری نیز چون ستمگری محکوم است و هیچ کس حق ندارد زمینه ستم کشی خویش را فراهم آورد و در برابر ستمگر نرمش و سازش نشان دهد در قران مجید می خوانیم: ... لا تظلمون و لا تظلمون ( بقره: ۲۷۹) ستم نمی کنید و ستم نمی کشید.

ب)) توسط دولت : دولتها موظفند زمینه هرگونه ستمگری و ستم پذیری را در جامعه نابود کنند و به هیچ کس اجازه کمترین ستم را ندهند ضرورت چنین اقدامی نیاز به هیچ برهانی ندارد و مورد تاکید خردمندان است. حضرت امیر ع در مقام خلافت با صلابت و تاکید می فرماید: ... و ایم الله لا نصحن للخصم و لا نصفن للمظلوم ( بحار الانوار ج ۳۲ص۳۳) به خدا سوگند برای دشمن خیر خواهی کرده -داد مظلوم را خواهم ستاند.

سعید بن قیس همدانی نیز می گوید : در روزی گرم و سوزان امیر مومنان ع را در سایه دیواری دیدم پرسیدم : چرا در چنین  ساعتی از منزل بیرون آمده ای ؟ پاسخ داد :  ما خرجت الا لا عین مظلوما  او اغیث ملهوفا ( بحار الانوار ج۴۰ص۱۱۳) بیرون نیامدم جز اینکه ستمدیده ای را کمک کنم یا به فریاد دادخواهی برسم .

ج)) توسط مردم : افراد جامعه نیز در این باره مسئوولیتی خطیر دارند و موظفند به شکل انفرادی یا دسته جمعی در برابر ظالمان بایستند و مظلومان را یاری رسانند. رسول گرامی اسلام ص یارانش را فرمان داده بود که ستمدیده را یاری نمایند: ( وسائل الشیعه ج۳ص۳۰۱) امام صادق ع از پدرش امام باقر ع نقل می کند که فرمود:

اگر پادشاه ستمگری بخواهد فردی را بی سبب کتک بزند یا بکشد یا به او ستم کند شما اگر نمی توانید به ستمدیده یاری رسانید - نباید در آنجا حضور یابید زیرا اگر مومن نزد مومن مظلومی باشدواجب است او را کمک کند ... ( بحارالانوار ج۷۵ص۱۷) .

د )) توسط اراده الهی : چه بسا گستردگی زمینه های ستم و تنو مندی درخت ظلم و توان مردم و حکومتها را از رویا رویی با آن بگیرد یا ستمگر دور از چشم مردم و حکومتها دست به بیداد بزند در چنین مواردی اراده ستم سوز الهی کار ساز خواهد بود و ذات مقدس او با الطاف بیکران خویش به یاری مظلوم می شتابد و او را از چنگ ستمگر رهایی می بخشد و بیدادگر را به کیفر می رساند علاوه بر آیات متعدد قران در حدیث قدسی نیز آمده : یا موسی ... لا ترض بالظلم و لا تکن ظالما فانی للظالم بمرصد حتی ادیل منه المظلوم ( بحارالانوار ج۱۳ص۳۳۷) ای موسی ... به ستم راضی نشو و خود نیز ستم نکن که من در کمین ستمگرم تا انتقام مظلوم را از او بگیرم.

 

یاری همه جانبه :

آنچه یاد شد منحصر به یاری مظلوم در برابر ضرر مالی و جانی تنها نیست بلکه هر گونه کمک به مومن مظلوم را شامل می شود و همه موظفند هر گونه ستمی را اعم از مادی و معنوی همچون ضرر مالی - آسیب جانی- استضعاف فکری و فرهنگی- آسیب عرضی و ناموسی و ... همه را از مومن دور سازند و اجازه ندهند در هیچ یک از ابعاد یاد شده ستمی ببیند. رسول گرامی اسلام ص در باره ستم ستیزی فرهنگی می فرماید:

... هر کس ضعیفی را در فهم و معرفتش کمک کند و به او یاد دهد که چگونه با دشنان دینی- که باطل گرا هستند - بحث نماید خداوند در سختیهای جان دادن یاری اش می کند ... و هر کس ( برادر مسلمانش ) را در مصالح دین و یا دنیایش یاری رساند تا کارش آسان شود خداوند مزاحمتهای شغلی او را مرتفع سازد. ( بحارالانوار ج۷۵ ص۲۱) .

به جرات می توان گفت اعانت مظلوم در بعد فرهنگی و فکری به مراتب از یاری فیزیکی او در مسائل مادی ارزنده تر است زیرا اگر فرد و جامعه در استضعاف فرهنگی به سر ببرند چه بسا زمینه های ستم پذیری بیشتری را در خود فراهم آورند و ستمگران دیگری را بر سرنوشت خویش حاکم سازند اما اگر رشد فرهنگی یابند و از اسارت جهل و نادانی آزاد شوند از درون خویش می جوشند و حتی بدون یاری دیگران و با اتکای بر توانایی های فکری خود زنجیر های اسارت و ستم را پاره می کنند و اجازه هیچ گونه استثمار و ظلمی را بدیگران نمی دهند.

یاد آور می شویم که یاری مظلوم منحصر به درخواست او نیز نمی شود و به صرف اطلاع باید بدان اقدام کرد حتی اگر خود او از کسی یاری نخواهد.

 

پاداش یاری رس:

مبارزه با ستم و یاری رساندن به مظلوم خود ارزشی والاست که باید بدون هیچ چشمداشتی مغتنم شمرده شود. گر چه خداوند حکیم آثار گرانقدری را نیز در دو سرا برای این کردار شایسته در نظر گرفته است . از جمله :

۱)) زدودن گناهان : امیر مومنان ع فرمود : یکی از راههای زدودن گناهان بزرگ فریاد رسی مظلوم و رها سازی فرد گرفتار است. ( بحار الانوار ج۷۵ص۲۱)

۲)) توجه خدا: امام صادق ع فرمود: به چهار کس خداوند روز قیامت نظر لطف می اندازد : ( اول آنها ) کسی است که انسان پشیمانی را عفو کند یا به فریاد بیچاره ای برسد... ( بحارالانوار ج۷۵ص۱۹)

۳)) استواری قدم: رسول اکرم ص می فرماید : خداوند به حضرت داوود ع فرمود : هیچ بنده ای نیست که ستمدیده ای را یاری رساند یا در رفع ستم از او گام بر دارد جز اینکه گامهایش را در روزی که قدمها بلغزد استوار دارم.( میزان الحکمه ج۵ص۶۱۵)

۴)) اجر فراوان : رسول گرامی ص فرمود: هر کس مومنی را کمک کند تا از غم و اندوه و گرفتاری نجات یابد خداوند ده حسنه برایش می نویسد ده درجه بر درجاتش می افزاید ثواب آزاد سازی ده بنده به او عطا می کند ده بدی را از او می گرداند و روز قیامت شفاعت ده نفر را به او می سپارد. ( بحارالانوار ج۷۵ص۲۰)

 

کیفر یاری نرساندن به مظلوم :گفتیم که یاری نرساندن به مظلوم از گناهان کبیره است و کیفر گناه کبیره - در صورت عدم توبه - دوزخ خواهد بود علاوه بر این در سخنان پیشوایان معصوم عقوبتهای شدیدی برای ترک نصرت مظلوم پیش بینی شده است که به سه مورد اشاره می کنیم:

۱) بیچارگی دنیا و آخرت: امام صادق ع می فرماید: ما من مومن یخذل اخاه و هو یقدر علی نصرته الا خذله الله فی الدنیا و الاخره ( بحار الانوار ج۷۵ص۱۷) هر مومنی که - با داشتن توانایی - برادر مومنش را یاری نکند خداوند او را در دنیا و آخرت خوار خواهد کرد.

۲)) نزول بلا : امام سجاد ع می فرماید : ... الذنوب التی تنزل البلاء ترک اغاثه الملهوف و ترک معاونه المظلوم... ( بحارالانوار ج۷۳ص۳۷۵ ) از گناهانی که سبب نزول بلا می شود به فریاد مظلوم نرسیدن و ترک یاری ستمدیده است.

۳)) آتش برزخی: امام ششم ع فرمود : ( ملائک) به مرد نیکو کاری که مرده بود تازیانه ای زدند که بر اثر آن گورش مالا مال آتش شد . بدو گفتند این کیفر آن است که یک نماز بی وضو خواندی و به ضعیفی گذر کردی و او را یاری نرساندی ! ( بحارالانوار ج۷۵ص۱۸)

از سوی دیگر ترک یاری مظلوم نوعی کمک به ستمگر نیز محسوب می شود که آن نیز کیفر های سختی در پی دارد. ( برای اطلاع بیشتر گناهان کبیره شهید دستغیب گناه ۳۰ مراجعه شود. 

التماس دعا

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 20:6  توسط حسین خطیبی  | 

                        وجدان کاری و انظباط اقتصادی و اجتماعی

                                                ( قسمت دوم ) 

                             امام علی ع وجدان بیدار بشری

 

از افتخارات تاریخ انسان وجود انسانهایی است که زندگی خویش را وقف مردم کردند و تمام توان خویش را برای بهتر انجام دادن کار خدا پسندانه ای که به عهده داشتند به کار گرفتند نمونه کامل و زیبای این وجدانهای بیدار دومین شخصیت عالم آفرینش ** امام علی ع ** است که لحظه ای وجدان خدا جوی خویش را در میدان جنگ - مزرعه - منزل - مسند خلافت- ماموریت - عبادت و ... با وجدان کاری به فرجام رساند. از این رو سراسر کتاب زندگی آن مرد بی نظیر نمونه اعلای وجدان بیدار بشری بود که فراز هایی را در زیر می خوانیم:

۱)) در نخستین روزهای خلافت کسی شبانه با آن حضرت ملاقات کردو کاری خصوصی داشت امام بی درنگ چراغ بیت المال را خاموش کرد تا سوخت آن صرف سخنان خصوصی نشود. ( بحار الانوار ج۴۱ص۱۱۶)

۲)) وقتی شنید نیرو های معاویه به شهر مرزی ** انبار ** حمله کرده شهر را غارت و جواهر دو زن مسلمان و غیر مسلمان را هم به یغما برده اند با اندوهی وصف نا شدنی فرمود: فلو ان امرء مسلما مات من بعد هذا اسفا ما کان به ملوما بل کان به عندی جدیرا ( نهج البلاغه خطبه ۲۷ ص ۹۵ بحارالانوار ج۴۲ص۲۰۶) اگر مرد مسلمانی از سوگ این ماجرا بمیرد قابل سرزنش نیست بلکه به نظر من شایسته مردن است !

۳)) پس از ضربت خوردن در اوج بیداری وجدان به فرزندانش سفلرش کرد با ضارب مدارا کنند و از غذایی که خود می خورد به او بدهند و ( در صورت شهادت آن حضرت ) بیش از یک ضربه شمشیر به او نزنند و به بهانه شهادت آن حضرت حمام خون راه نیندازند. ( نهج البلاغه نامه ۴۷ ص ۹۷۸)

۴)) در مسند خلافت تمام توش و توان خویش را در راه سازندگی کشور و بهینه سازی حال مردم به کار گرفت هرگز از امکانات عمومی استفاده خصوصی نکرد زرق و برق دنیا و تجمل پرستی هیچ گاه چشمان بینایش را خیره نساخت به کمترین خوراک و پوشاک قناعت کرد.

وجدان کاری در همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی کاربرد دارد و بایستی حضور فعال داشته باشد به فرموده رهبر معظم انقلاب ** حضرت آیه الله خامنه ای ** :

... هرکس و در هر کجا که هستیم وجدان کار را در کاری که به گردن گرفتیم و تعهد کردیم رعایت کنیم چه این کار شخصی یا کاری برای نان در آوردن باشد و چه کاری اجتماعی و مردمی و مربوط به دیگران باشد همانند کارهای مهم اجتماعی و مسوولیتهای کشوری همه این امور را با برخورداری از وجدان انجام دهیم و به تعبیر معروف برای کار سنگ تمام بگذاریم ... ( پیام نوروزی - روزنامه جمهوری اسلامی مورخه ۶/۱/۷۳)

در آن سوی مرزهای اسلامی نیز می توان از ** گاندی ** بعنوان فردی با وجدان عالی نام برد او- که مردم هند به لقب ** مهاتما : روح بزرگ ** مفتخرش کردند- در پاسخ درخواست استعمارگران که او را از ادامه مبارزه و رهبری مردم باز می داشتند گفته بود : ترجیح می دهم قطعه قطعه ام کنند ولی برادران خود را که از طبقات مطرود هستند نفی نکنم . ( وجدان ص ۲۹۵ )

انضباط اجتماعی :

** انضباط ** از واژه ** ضبط ** گرفته شده و به معنای خویشتن را خوب حفظ کردن است. ( المنجمد واژه ضبط ) ** انضباط اجتماعی ** یعنی افراد در همه کارهای اجتماعی خود را در چار چوب قانون شرع و عقل و مقرات عرفی نگه دارند تا هیچ تخلفی از آنان سر نزند . مقام معظم رهبری در بیان انضباط اجتماعی می فرماید:

انضباط اجتماعی به معنای نظم پذیری در همه امور است که عبور نکردن از خط پیاده برای اتو مبیل ها در خیابان از آن جمله است اما از همین جا باید انضباط اجتماعی را شروع کنیم ودر همه مسائلمان تا مسوولیتهای بالا و بر خورد با مسائل کشور به آن توجه کنیم کسانی که مراجعات مردمی دارند در بر خورد با مردمی که به آنها مراجعه می کنند و نیز کسانی که کار را بر دوش گرفته اند نظم و انضباط در کار را باید رعایت کنند . ( روزنامه جمهوری اسلامی مورخه ۶/۱/۷۳)

هیچ خردمندی در این مساله تردید ندارد که اساس زندگی اجتماعی بر نظم بنا شده و تار و پود جامعه به قانون بستگی دارد و اگر نظم و قانون مراعات نشود به اصطلاح ** سنگ روی سنگ بند نمی شود ** از این رو هر اجتماعی گر چه بدوی و جنگلی باشد باید قانون لازم الاجرا داشته باشد تا شکل بگیرد و به حیات خویش ادامه دهد. بخش مهمی از ادیان الهی نیز به نظم و انضباط اختصاص یافته اما در هیچ مکتبی چون اسلام بر این مساله تاکید نشده است شاید بتوان گفت : دین برای بر قراری نظم و انضباط در سراسر زندگی بشر آمده تا او را در زندگی فردی - اجتماعی و در رابطه با خود خدا و مردم منضبط و دقیق بار بیاورد .

پیشوای هفتم امام کاظم ع به پیروان قران سفارش می کند که زندگی خویش را بر نظم و برنامه ریزی دقیق استوار سازند:

تلاش کنید که شبانه روز خویش را به چهار بخش تقسیم کنید : بخشی برای مناجات با خدا - بخشی برای گذران زندگی- بخش سوم برای معاشرت با برادران دینی و مورد اطمینانی که عیوب و نا رسایی ها را به شما نشان دهند و در نهان با شما یکرنگ باشند و بخش چهارم را در خوشیهای حلال صرف کنید تا برای سه بخش دیگر توان و نیرو بگیرید. ( بحار الانوار ج۷۸ص۳۲۱)

ابعاد انضباط اجتماعی :

بخش بسیار محدودی از زندگی انسان به شکل فردی اداره می شود و مهم ترین بخش آن به شکل اجتماعی اداره می گردد. زندگی اجتماعی از خانواده شروع و تا روابط بین المللی ادامه می یابد. و هر یک از این مراحل نیز با کیفیت و اهداف گوناگونی تشکیل می شوند که نظم مخصوصی به خود را می طلبند بر این اساس شمارش ابعاد کمی و کیفی نظم اجتماعی کاری بسی دشوار بلکه دست نا یافتنی و در حد محال است. در اینجا به اهم آنها اشاره می کنیم :

الف )) انضباط اقتصادی : منظور منظم بودن در کلیه امور اقتصادی از قبیل : تولید- توزیع- مصرف- داد و ستد و ... است بخش مهمی از احکام و قوانین جامعه - اسلامی یا غیر اسلامی - را مسائل اقتصادی تشکیل می دهد که هر شهر وندی موظف به اجرای آن است.

در مکتب اسلام هر مسلمانی وظیفه دارد پیش از شروع به کار اقتصادی نخست قانون آن را بیاموزد تا طبق قانون خدا و نظم دینی اقدام کند و مرتکب خلاف نگردد امیر مومنان ع می فرمود : یا معشر التجار الفقه ثم المتجر ... ( وسائل الشیعه ج۱۲ص۲۸۲) ای گروه بازرگانان ! نخست احکام ( را بیاموزید ) سپس به بازار بروید.

هر مسلمانی در میدان اقتصادی به صدها تابلو باید و نباید بر می خورد که هریک از آنها بخشی از نظم اقتصادی را رقم می زنند که رعایت آنها لازم و تخلف نا پذیر و یا پسندیده است.

از سوی دیگر توزیع ثروت و مصرف و هزینه نیز باید طبق نظم و قانون و منزه از هر گونه بی انضباطی صورت پذیرد و هیچ کس مجاز نیست در اموال خویش ( با فرض اینکه همه آنها از راه حلال به دست آمده ) به دلخواه خود و خارج از چارچوب عقل و شرع تصرف کند چنانکه قران مجید از اسراف در مصرف نهی کرده می فرماید : کلواواشربوا و لا تسرفوا ( اعراف : ۳۱) بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید.

چنین قانونی در همه موارد مصرف کاربرد دارد و در خوردن و آشامیدن خلاصه نمی شود چنانکه روی سخن نیز با عموم مردم است. رهبر عزیز انقلاب حضرت آیه الله خامنه ای در این باره می فرماید :

انضباط اقتصادی و مالی به مفهوم مقابله با ریخت و پاش و زیاده روی و اسراف در مصرف است کسانیکه بیخود خرج می کنند و مصرف آنها زیاده از حد است موجودی جامعه را به لحاظ امکانات اقتصادی رعایت نمی کنند آنها بی انضباط اقتصادی و مالی هستند و این جانب از آحاد ملت مسئوولین کشور و مامورین دولت می خواهم که انضباط اقتصادی و مالی را جدی بگیرند و تمامی افراد جامعه بویژه کسانیکه اموال عمومی را مصرف می کنند تنها باید به قدر رفع نیاز و حاجت خرج کنند . ( روز نامه جمهوری اسلامی مورخه ۱۴/۱/۷۴ ص ۳)

ب )) انضباط اخلاقی : بسیاری از مسائل اخلاقی نیز در اجتماع مفهوم پیدا می کنند مانند وفا بعهد و پیمان - احترام به اموال عمومی و دولتی - رعایت بهداشت اجتماعی - حسن خلق - داشتن حجاب- احترام به ناموس مردم- پرداخت حقوق دیگران و ... این گونه مسائل ** اخلاق اجتماعی ** نامیده شده نقش اساسی را در تنظیم روابط اجتماعی ایفا می کنند.

ج)) انضباط سیاسی : مسلمانان باید همواره در چار چوب سیاسی خاصی که از سوی خدا پیامبر و اولوالامر ترسیم می شود گام بر دارند تا نظام اسلامی طبق برنامه صحیح و پویای خویش به پیش برود این مساله به شکلهای گوناگون مورد تصریح و تاکید قران مجید قرار گرفته است : یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم ... ( نساء : ۵۴) ای کسانیکه ایمان آورده اید خدا را اطاعت کنید و پیامبر و صاحبان امر را نیز اطاعت کنید.

التماس دعا

  

                                                 

                            

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 12:48  توسط حسین خطیبی  | 

میلاد با سعادت

 دومين اختر آسمان امامت و  ولايت سبط اكبر- پور حيدر- كريم اهل بيت

امام حسن مجتبي ع به همه رهروان راهش و

بر عاشقان امامت و ولایت تهنیت و مبارک باد

اَلسَلامُ عليك یا سبط المصطفی ص وابن المرتضي علم الهدي كريم اهل بيت امام حسن مجتبي ع

flor020flor020flor020flor020

زندگانی امام حسن مجتبی ع

نخستین فرزند امیر مومنان ع و فاطمه زهرا س در نیمه ماه رمضان سال سوم هجری چشم بجهان گشود. پیامبر اکرم ص نام نوزاد را از سوی خداوندحسن گذارد و در موردش فرمود: خداوندا! من او را دوست دارم تو نیز دوستش بدار.

در جنگ جمل بفرمان حضرت علی ع همراه با عمار یاسر به کوفه رفت تا مردم را بسیج کند. در اثر تلاشها و سخنرانی های آن حضرت حدود دوازده هزار نفر به یاری امام شتافتند. در طول جنگ بسیار کوشید و فداکاری کرد تا سپاه امام علی ع پیروز شود. همچنین در جنگ صفین همراه پدر بود و رشادتها و جانفشانی ها از خود نشان داد.

ویژگیهای اخلاقی

امام حسن ع از هر جهت حسن بود در وجود مقدسش نشانه های انسانیت متجلی بود. از جمله:

الف)) ارتباط با خدا: آن بزرگوار توجهی ویژه بخدا داشت. چون وضو می گرفت رنگش تغییر می کرد و وجودش به لرزه می افتاد و وقتی علت را می پرسیدند می فرمود: کسی را که در پیشگاه خدا می ایستد جز این سزاوار نیست. امام صادق ع می فرماید: امام حسن ع عابدترین و زاهد ترین و برترین مردم زمان خویش بود. چون به یاد مرگ و رستاخیز می افتاد می گریست و بی حال می شد.

ب)) جود و بخشش: امام حسن ع در طول عمر دو بار تمام اموال  و دارایی خود و سه بار نیمی را در راه خدا بخشید. روزی یکی از کنیزان دسته گلی خوشبو به ایشان هدیه کرد. آن حضرت در برابر او را آزاد کرد. فرمود: خدا ما را چنین تربیت کرده است. سپس این آیه را خواند: و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها(نساء:۸۶) چون بشما هدیه ای دادند به نیکو تر از آن پاسخ گویند.

ج)) تواضع: امام حسن مجتبی ع روزی بر گروهی مستمند که بر روی زمین نشسته بودند و نان می خودند گذشت. آنان آن حضرت را به سفره خویش دعوت کردند. امام ع از مرکب فرود آمد و فرمود: ان الله لا یحب المستکبرین- خداوند مستکبران را دوست ندارد. سپس با آنان غذا خورد. آن گاه مستمندان را بخانه خود دعوت کرد و هم غذا به آنان داد و هم پوشاک.

امامت امام حسن ع

امام حسن مجتبی ع در بیست و یکم رمضان سال چهلم هجری عهده دار حکومت اسلامی و امامت مسلمانان گردید. پیامبر اسلام ص در باره امامت امام حسن و حسین ع می فرماید: الحسن والحسین امامان- قاما او قعدا- حسن و حسین هر دو امامند چه قیام کنند و چه بنشینند {صلح کنند} چون امیر مومنان ع ضربت خورد به فرزندش حسن ع دستور داد تا مردم را در نماز امامت کند و در آخرین لحظات زندگی او را بدین صورت وصی حود کرد:

پسرم! پس از من تو صاحب مقام و خون منی.

سپس امام حسین ع - محمد حنفیه و دیگر فرزندانش و نیز بزرگان شیعه و خاندانش را گواه گرفت و سلاح خود را به او داد و فرمود: پسرم! رسول خدا ص به من دستور داده است که تو را وصی خود سازم و کتاب و سلاحم را به تو دهم.

پس از شهادت امیر مومنان ع مردم در مسجد جامع شهر کوفه گرد آمدند و گروه گروه با آنحضرت بیعت کردند. ** معاویه ** که با زور و نیرنگ بر شام حکومت یافته بود- از بیعت با امام حسن ع خود داری کرد و علیه امام ع به مبارزه بر خاست و سپاهی به سوی عراق گسیل کرد. امام مردم را برای دفاع فرا خواند ولی با بی رغبتی آنان مواجه شد. سر انجام با سر زنش بعضی بزرگان سپاهی فراهم آمد که دارای گرایشهای مختلف بودند:

((۱)) خوارج: که تنها برای دشمنی با معاویه و جنگ با وی آمده بودند نه پیروی از امام ع. ((۲)) سود جویان آزمند: که دنبال منافع مادی و غنایم جنگی بودند. ((۳)) شکاکان و دو دلان: که هنوز حقانیت امام مجتبی ع بر آنان ثابت نشده بود. طبیعی است که چنین کسانی در میدان نبرد از خود فداکاری و دلیری نشان نمی دهند. ((۴)) گروهی بی انگیزه: این گروه که به پیروی از روسای قبیله خود در جهاد شرکت کرده بودند و انگیزه دینی نداشتند.

امام ع خود به ** ساباط ** مدائن رفت و از آنجا دوازده هزار نفر را به فرماندهی ** عبید الله بن عباس ** و معاونت ** قیس بن سعد ** به رزم با معاویه گسیل کرد. معاویه بر آن شد تا عبیدالله بن عباس را بفریبد و یک میلیون درهم برایش فرستاد. عبیدالله بن عباس با وعده امارت و مال- فریفته شد و شبانه با گروهی از یارانش بسوی معاویه گریخت. مردم صبحگاه فرمانده سپاه را نیافتند و قیس فرماندهی سپاه را بعهده گرفت. و موفق شد نیروهای شامی را شکست دهد و وادار به عقب نشینی کند. چون معاویه نتوانست قیس را بفریبد جاسوسانی میان لشکریان امام ع در ** مسکن ** و مدائن فرستاد تا شایع سازند که امام حسن ع به معاویه پیشنهاد صلح کرده و معاویه نیز پذیرفته است. در مدائن نیز شایع کردند که قیس بن سعد با معاویه سازش کرده و به او پیوسته است.

این شایعات روحیه سپاهیان امام و بویژه پیشتازان سپاه را سست کرد و خوارج را بشورش وا داشت که با خشم تمام به خیمه امام ع هجوم بردند و به غارت پرداختند و حتی فرش زیر پای امام ع را ربودند. و  جراح بن سنان به قصد کشتن امام ع حمله کرد و ضربه ای با شمشیر بر ران آن حضرت فرود آورد که بر اثر شدت جراحت امام ع بر زمین افتاد.

پس از این حوادث درد ناک و با توجه به فرو پاشی سپاه اسلام خیانت فرماندهان ارشد سپاه و خطر امپراطوری روم برای جهان اسلام امام حسن ع ادامه جنگ را بسود اسلام و مسلمانان ندانست و با شرایطی صلح را پذیرفت. معاویه بعد از صلح امام را بزرگترین مانع در راه اهداف شوم خود یافت و آن حضرت را مسموم کرد. امام حسن ع در بیست و هشتم صفر سال پنجاه هجری در چهل و هفت سالگی به شهادت رسید و در بقیع بخاک سپرده شد.

التماس دعا


 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 20:53  توسط حسین خطیبی  | 

           وجدان کاری وانضباط اقتصادی و اجتماعی

( قسمت اول )

انسانها برای گذران زندگی به همدیگر نیاز مندند و دنیا در واقع بازار داد و ستد ساکنان آن است و هر کسی باید در برابر دریافت خدمات خدمتی هم ارائه دهد و با کمک دیگر هم نوعان زندگی را سامان دهند.

از سوی دیگر عقل و دین حکم می کنند که هر کس کاری را به عهده گرفته محکم و نیکو انجام دهد و میان خود و دیگران تفاوتی قائل نشود و این سخن زیبای امام علی ع را به گوش گیرد که فرمود:

پسرم ! میان خود و دیگران خویشتن را میزان سنجش قرار ده آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و آنچه را برای خود خوش نمی داری برای دیگران هم مپسند. ( بحارالانوار ج۷۵ص۲۹)

سخن امام زیباترین نمود وجدان کاری را ترسیم می کند به گونه ای که اگر همه بدان عمل کنند جامعه گلستان خواهد شد و بر عکس اگر وجدان کاری نباشد و افراد به هم بندی و کم کاری خو بگیرند جامعه از پیشرفت باز می ماند و بسیاری از کار ها مختل می شود و زیانش نصیب همه خواهد شد.

ابراهیم - فرزند خرد سال پیامبر در گذشت وقتی او را در قبر نهادند و لحد را چیدند رسول خدا ص روزنه ای در لحد مشاهده کرد و با دست خود آن را پوشاند سپس فرمود: اذا عمل احدکم عملا فلیتقن ( بحارالانوار ج۲۲ص۱۵۷ ) هر گاه یکی از شما کاری انجام می دهد آن را محکم و دقیق انجام دهد.

دقت نظر رهبر اسلام و سفارش او نشان دهنده آن است که شریعت مقدس او در همه کارها به طور عموم بویژه در مسوولیت های سنگین هرگز اجازه مسامحه کاری به کسی نمی دهد و هر کس چنین کند هم وجدان خویش را زیر پا نهاده و هم دینش را وا نهاده است.

                                                  پایان قسمت اول

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 12:41  توسط حسین خطیبی  | 

                                  رعایت حقوق دیگران

مومن تنها در برابر خدا مسوول است و همه کارهایش با عقربه اخلاص به سوی خدا جهت گیری می شودوبس و هرگز نباید کمترین کاری را برای غیر خدا انجام دهد.

در مرحله اجرای فرمان خدا و مرز بندی قانون و جدا سازی راه از بیراهه و پرهیز از ظلم و بیهوده کاری و رعایت حقوقی که خدا و خرد تعیین می کنند الزامی است. این حقوق به سه دسته : حق الله-- حق النفس -- حق الناس تقسیم می شود و با توجه به اینکه عنوان بحث به قسم سوم اشاره دارد بحث را پیرامون حق الناس پی می گیریم.

این قسمت خلاصه ای از منشور حقوق بشر در دین مبین اسلام است.که به این زیبایی و روشنی بیان شده است و قوانین اجرایی و قضایی جمهوری اسلامی ایران بر اساس آن تدوین شده است.

وجدان خود را قاضی نموده و داوری نمائید که کدام مکتب و نظام سیاسی به این زیبایی حقوق بشر را تعریف کرده است؟سئوال اینجاست که حقوق بشری که غربیها از آن دم می زنند آیا واقعا وجوددارد یا نه؟آنچه غربیها نشان میدهنداینست که آنها این کلمه مقدس را استعمار و از آن سوء استفاده می کنند.حقوق بشر آنها حمایت از نظام هایی است که منافع آنها را در جهان تامین کنند. حقوق بشری که خانه های مردم را بر سرشان خراب مثل فلسطین و لبنان و اموالشان را غارت مثل افغانستان و عراق و تاسیس شکنجه گاههای مخفی مثل گوانتاناموو...وغیره است. قضاوت کنید کدام یک از اینها بهتر است؟

اهمیت ادای حقوق :

هیچ خردمندی در لزوم رعایت حقوق دیگران تردید نمی کند و بی شک پرداخت حقوق مردم در همه زمینه ها و به شکل عام و فرا گیر از اصول شریعت اسلامی است و در سخنا ن رهبران اسلام با تعابیر نغز و بلندی مورد تاکید قرار گرفته است از آن جمله :

۱)) رکن دین است : پرداخت حقوق مردم با تدین رابطه ای مستقیم دارد مومن حتما باید حقوق مردم را مراعات کند در غیر اینصورت یا ایمانش دروغین است و یا در حد پایین قرار دارد امام صادق ع در این باره می فرماید :

دین محمدی آسان عبارت است از : بر پا داشتن نماز - دادن زکات - روزه ماه رمضان - حج خانه خدا - اطاعت از امام و ادای حقوق مومن ( بحارالانوار ج۶۸ص۳۷۷).

۲)) مقدمه حق الله است : مراعات حقوق مردم زمینه ساز ادای حق الله است . امیر مومنان ع فرموده است:

خداوند سبحان حقوق بندگانش را زمینه ساز حقوق خویش قرار داده است هر کس به ( رعایت ) حقوق بندگان خدا قیام کند چنین کاری به رعایت حقوق الهی منجر می گردد . ( شرح غررالحکم ج۳ص۳۷۰).

۳)) برترین عبادت است: پیشوای ششم می فرماید: ما عبدالله بشیء افضل من اداء حق المومن ( اصول کافی ج۲ص۱۷۰) خداوند با چیزی برتر از ادای حق مومن پرستش نشده است.

۴)) فلسفه حکومت اسلامی است: امام علی ع پیرامون پذیرش رهبری و ولایت امت اسلامی می فرماید:

خداوندا تو می دانی که من آهنگ امارت و قرار گرفتن بر مسند پادشاهی و ریاست را ندارم بلکه آرمانم : اقدام به ( اجرای ) حدود تو اجرای ( قوانین) دین تو سامان دادن کارها در جای خویش و پرداخت حقوق حقداران است. ( شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج۲۰ص۲۹۹) .

۵)) ثمره اخلاص و توحید است: همان حضرت می فرماید: ان الله ... شد بالاخلاص والتوحید حقوق المسلمین ( بحار الانوارج۳۲ص۹) خداوند به سبب اخلاص و توحید حقوق مسلمانان را محکم کرده است.

۶)) یکی از درجات توبه است : امیر مومنان ع برای توبه واقعی شش درجه ترسیم می کند که دو درجه آن پرداخت حقوق مردم و حقوق خداست . ( بحارالانوار ج۶ص۲۷).

کار برد عملی رعایت حقوق :

کمتر روزی بر انسان می گذرد که در آن با حقوق دیگران سروکار نداشته باشد این دیگران ممکن است همسر - والدین و فرزندان- خویشان و همسایگان- یا همکیشان و هم نوعان و یا امام - رهبر - معلم و... باشند که هر گروه به نوعی در تکوین شخصیت انسان - تغذیه - تربیت- تعالی روح- رفع مشکلات- سلامت و حفاظت- رهیافت به زندگی سالم و سعادت او نقش حیاتی داشته و دارند و هر یک از این رهگذر ذی حق بر انسان می شوند و استحقاق آنان او را موظف می کند که زحمات آنان را قدر بداند و در حد توان خویش آن را جبران نماید.

از سوی دیگر عقل و قانون خدا حکم می کند که انسان حرمت و حدود تمام کسانی را که با آنان سر و کار دارند مراعات کند و هرگز به حریم دیگران تجاوز ننماید این دستور مهم اسلامی حتی در مسائل بظاهر ساده ای چون رعایت نوبت دیگران در صف اتوبوس- نماز جماعت- هنگام رانندگی- حریم خانه و مزرعه و مانند آن کاربرد داردتا چه رسد به حقوق بیشماری که در مورد جان - مال و ناموس مردم- اشغال پستهای حساس اجتماعی - هزینه بیت المال- موضعگیری سیاسی و غیره پدید می آیدو حد و مرز هر یک در جای خویش معین گشته و لازم الاجراست.

چگونگی ادای حقوق :

بدیهی است که احقاق حق دیگران به موارد خاص یا افراد بخصوصی منحصر نمی شود بلکه به طور عام و فراگیر هر  حقی را شامل می شود خرد باشد یا کلان- غریبه باشد یا آشنا- مسلمان باشد یا نا مسلمان - زن باشد یا مرد... حتی در فرهنگ اسلام حیوانات نیز حقوقی دارند که رعایت آن بر مسلمانان لازم است. ( وسائل الشیعه ج۸ ص ۲۳۰تا ۳۵۷ ) .